تنهایی

بلند می شوی هر صبح خسته تر از هر شبدر این اندیشه که آیا این زندگی پر تب،همان است که برایش به دنیا آمدستی.و من خوب می دانم که تو با وجود تمامهمچو من، به آرزویی هنوز چشم بسته ای،و من خوب می دانم که تو هستی،پس من چرا همچناناینچنین احساس تنهایی می کنم؟ پس…